حرکت شنا یکی از تمرینات پرکاربرد در برنامههای تمرینی و توانبخشی شانه است که میتواند بر الگوی حرکتی کتف و عملکرد مجموعه شانه تأثیر بگذارد. تغییر شیب سطح اتکا هنگام اجرای این حرکت، با تغییر شرایط بیومکانیکی و توزیع بار، ممکن است موجب تغییر در کینماتیک کتف شود. از سوی دیگر، وجود درد مزمن شانه میتواند با تغییر الگوهای حرکتی و کنترل عصبیعضلانی همراه باشد. بنابراین، بررسی تأثیر شیب سطح بر حرکات کتف در افراد دارای درد مزمن شانه و افراد بدون درد، میتواند به درک بهتر این تفاوتها و بهینهسازی تمرینات توانبخشی کمک کند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی و مقایسه کینماتیک کتف در سه وضعیت شیب سطح مثبت، خنثی و منفی هنگام اجرای حرکت شنا در دو گروه افراد دارای درد مزمن شانه و افراد بدون درد است. در این مطالعه، ۲۴ شرکتکننده در سه شرایط مختلف شیب سطح حرکت شنا را اجرا کردند. دادههای حرکتی با استفاده از سیستم تحلیل حرکت و ثبت مختصات سهبعدی نشانگرها جمعآوری شد. متغیرهای اصلی پژوهش شامل چرخش رو به بالای کتف، تیلت خلفی کتف و چرخش خارجی کتف هستند. مقایسه اثر شیب سطح، تفاوت بین گروهها و تعامل احتمالی این دو عامل میتواند به شناسایی الگوهای حرکتی متفاوت و ارائه شواهد علمی برای طراحی تمرینات مناسبتر در توانبخشی شانه کمک کند.
گواهیهای اخیر، در انتظار صدور انتشار آنلاین از 12 آبان 1405
مشهدی، پوریا. (1405). اثر شیب سطح بر کینماتیک کتف در حرکت شنای سوئدی: مقایسه افراد با و بدون درد مزمن شانه. (e22039). کمیته اخلاق در پژوهش، ()، e22039 https://doi.org/10.22054/ethics.2026.96126.1718
MLA
مشهدی، پوریا. "اثر شیب سطح بر کینماتیک کتف در حرکت شنای سوئدی: مقایسه افراد با و بدون درد مزمن شانه" .e22039 ، کمیته اخلاق در پژوهش، ، 1405، e22039. doi: 10.22054/ethics.2026.96126.1718
HARVARD
مشهدی، پوریا. (1405). 'اثر شیب سطح بر کینماتیک کتف در حرکت شنای سوئدی: مقایسه افراد با و بدون درد مزمن شانه'، کمیته اخلاق در پژوهش، (), e22039. doi: 10.22054/ethics.2026.96126.1718
CHICAGO
مشهدی، پوریا، "اثر شیب سطح بر کینماتیک کتف در حرکت شنای سوئدی: مقایسه افراد با و بدون درد مزمن شانه." کمیته اخلاق در پژوهش، (1405): e22039, doi: 10.22054/ethics.2026.96126.1718
VANCOUVER
مشهدی پوریا. اثر شیب سطح بر کینماتیک کتف در حرکت شنای سوئدی: مقایسه افراد با و بدون درد مزمن شانه. کمیته اخلاق در پژوهش. 1405;():e22039. doi: 10.22054/ethics.2026.96126.1718