پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی شناختی–بافتی ارتقاء زیست تحصیلی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی انجام میشود. زیست تحصیلی به تجارب، ادراکات و تعاملات دانشجو در بافت دانشگاه اشاره دارد و فراتر از عملکرد تحصیلی است. مسئله اصلی، فقدان تبیین یکپارچه از تعامل فرآیندهای شناختی (باورهای هوشی، خودتنظیمی، فراشناخت، بار شناختی و انعطافپذیری) با ابعاد بافت دانشگاهی (آموزشی، اجتماعی، فرهنگی، اداری و اقتصادی) در سه گروه دانشجویان دارای ماندگاری بالا، سابقه مشروطی و موفق است. روش پژوهش کیفی و نظریه دادهبنیاد با رویکرد استراوس و کوربین است. جامعه شامل دانشجویان دانشگاه علامه با حداقل دو نیمسال تحصیل است. نمونهگیری هدفمند و نظری تا اشباع نظری ادامه مییابد و دادهها با مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق گردآوری و با کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل میشوند. اعتبار یافتهها با معیارهای گوبا و لینکلن تأمین میشود. یافتهها به شناسایی تسهیلگرها و بازدارندههای زیست تحصیلی و تدوین الگویی بومی میانجامد که میتواند مبنای سیاستگذاری آموزشی، مشاوره و برنامههای توانمندسازی دانشجویان باشد.
گواهیهای اخیر، در انتظار صدور انتشار آنلاین از 15 مهر 1405