این پژوهش با هدف واکاوی تجربه زیسته و ادراک کاربران شبکههای اجتماعی از مفهوم «خودروی مطلوب» در جامعه معاصر ایران انجام شده است؛ موضوعی که به دلیل گذار خودرو از کالایی کاربردی به نمادی فرهنگی-هویتی، نیازمند بازنگری در مطالعات فنی و تمرکز بر ابعاد عاطفی و حسی است. چارچوب نظری این تحقیق بر تلاقی مطالعات فرهنگ مادی (با رویکردهای خودرومندی و تمایز)، بازنمایی در رسانههای اجتماعی و نظریههای تجربه دیجیتال استوار است تا بتواند پاسخ این پرسش را بیابد که تجربیات مصرف خودرو در روایتهای کاربران چگونه و از طریق چه مضامینی بازنمایی میشود. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و تفسیری، از روش نمونهگیری هدفمند برای تحلیل اسناد دیجیتال (شامل تصاویر، متن و هشتگها) استفاده میکند. نوآوری روششناختی این مطالعه در بهکارگیری ترکیبی از «تحلیل مضمونی چندوجهی» و «تحلیل ماتریسی کیفی» است که امکان سازماندهی نظاممند یافتهها و استخراج الگوهای بازنمایی فرهنگی-اجتماعی خودرو را فراهم میآورد تا در نهایت، ساختار معنایی و دلالتهای نمادین مصرف خودرو در بستر رسانههای دیجیتال تبیین گردد.
گواهیهای اخیر، در انتظار صدور انتشار آنلاین از 07 مهر 1405