کودکی از مفاهیم بنیادین علوم تربیتی است که تحت تأثیر شرایط اجتماعی، فرهنگی و تاریخی بازتعریف میشود. نگاه کلاسیک، کودکی را مرحلهای گذرا برای بزرگسالی میدانست، اما مطالعات نوین آن را پدیدهای اجتماعی و مستقل مینگرد. این تغییر در آموزش پیشدبستانی اهمیت دارد، زیرا هر برنامهریزی بر تصوری خاص از کودکی استوار است.
تحولات فناوری و دگرگونی خانواده، نسلهای جدیدی با ویژگیهای متفاوت پدید آورده است. نسل زد و آلفا از بدو تولد با فناوری دیجیتال عجین شدهاند و تجربهای متفاوت از کودکی دارند. والدین آنها نیز در بسترهای فناورانهای متفاوت رشد کردهاند و برداشتشان از کودکی ممکن است با واقعیت فرزندانشان همخوانی نداشته باشد.
پیشینه نشان میدهد اغلب مطالعات به ویژگیهای نسلی پرداختهاند و کمتر به مفهوم کودکی توجه کردهاند. در ایران پژوهشهای بومی در این زمینه بسیار اندک است و سیاستهای آموزشی بر الگوهای وارداتی استوارند. همچنین تنشهایی میان نگاه کنترلگرانه در برابر عاملیت کودک، و آموزش ساختاریافته در برابر یادگیری آزاد وجود دارد که ناهماهنگی آن به برنامههای نامتناسب میانجامد.
مسئله اصلی این پژوهش، شناسایی مفهوم کودکی در نسلهای زد و آلفا و بررسی دیدگاه والدین آنهاست تا میزان همخوانی این دو آشکار شود. روشن شدن این شکاف نشان میدهد برنامههای موجود تا چه اندازه مبتنی بر درکی واقعبینانه از کودکی است. نتایج، زمینهای برای بازاندیشی در سیاستها و برنامههای تربیتی متناسب با کودکان این نسلها در ایران فراهم میآورد.
گواهیهای اخیر، در انتظار صدور انتشار آنلاین از 02 شهریور 1405