نوع پژوهش : طرح پژوهشی/ رساله / پایان نامه
پژوهشگران
1 کارشناسی ارشد مشاوره شغلی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامهطباطبایی، تهران، ایران
2 استاد، گروه مشاوره، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
خلاصه پیشنهاده
کودکان در مراکز شبهخانواده بهدلیل فقدان مراقبت مؤثر خانوادگی، تجربه آزار، غفلت، فوت یا فقدان صلاحیت والدین، از گروههای آسیبپذیر جامعه محسوب میشوند و مطابق قوانین داخلی و پیماننامه حقوق کودک، نیازمند حمایت هستند. در این مراکز، مربیان نقش نزدیکترین مراقبان کودک را برعهده دارند و در عمل، بخشی از کارکردهای عاطفی، تربیتی و حمایتی خانواده را ایفا میکنند. ازاینرو، کیفیت مراقبت و شایستگی شغلی مربیان میتواند نقش مهمی در رشد هیجانی، اجتماعی و روانی کودکان داشته باشد. بر اساس نظریه دلبستگی بالبی، کودکان برای دستیابی به احساس امنیت و رشد سالم، نیازمند رابطهای پایدار با مراقب هستند؛ موضوعی که اهمیت نقش مربیان در مراکز شبهخانواده را دوچندان میکند.
با وجود افزایش تعداد کودکان تحت پوشش این مراکز و اهمیت نقش مربیان، شواهد پژوهشی نشان میدهد که نظامی منسجم برای شناسایی، آموزش و توسعه شایستگیهای حرفهای مربیان شبهخانواده در ایران وجود ندارد. همچنین بسیاری از الگوهای رایج شایستگی که مبتنی بر رویکردهای غربی هستند، انطباق کامل با زمینه فرهنگی و ارزشی جامعه ایرانی ندارند. در این راستا، رویکرد سهمگذاری با تأکید بر عاملیت، مسئولیت متقابل، مشارکت و احسان و مبتنی بر آموزههای قرآنی، میتواند چارچوبی بومی برای تبیین شایستگیهای مربیان فراهم سازد.
پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی انجام میشود. جامعه پژوهش شامل مربیان شاغل در مراکز شبهخانواده است که در مرحله نخست به پرسشنامه سهمگذاری پاسخ میدهند و در مرحله بعد، افرادی که امتیاز مطلوب کسب کنند، وارد فرایند مصاحبه عمیق خواهند شد. هدف پژوهش، شناسایی شایستگیهای مربیان مراکز شبهخانواده بر اساس رویکرد سهمگذاری است.