کمیته اخلاق در پژوهش

اثربخشی توانبخشی حسی_شناختی با رویکرد بدنمندی بر مهار بازتاب های نخاعی در کودکان با تشخیص دوگانه سندرم داون و اتیسم (داونتیسم).

نوع پژوهش : طرح پژوهشی/ رساله / پایان نامه

پژوهشگران

1 دانشکده روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران

2 دانشکده روانشناسی دانشگته علامه طباطبایی تهران

خلاصه پیشنهاده
اختلال طیف اوتیسم با شیوع ۱ در ۳۶ تولد و سندرم داون با شیوع ۱ در ۱۰۰۰ تا ۱۱۰۰ تولد، دو اختلال عصبی-رشدی هستند. همبودی این دو (داونتیسم) بین ۵ تا ۳۹ درصد شیوع دارد که به مراتب بیشتر از جمعیت عمومی (۱.۸۵ درصد) است. کودکان با تشخیص دوگانه، مشکلات شدیدتری در پردازش حسی و نوروموتوری دارند که ازجمله نشانه‌های آن، ماندگاری بازتاب‌های نخاعی اولیه (مانند مورو و بابینسکی) است. این بازتاب‌ها که باید تا ۶ یا ۲۴ ماهگی مهار شوند، در صورت باقی‌ماندن، باعث اختلال در توجه، تعادل و یادگیری می‌شوند.

پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه‌ی توانبخشی حسی-شناختی با رویکرد بدنمندی بر مهار این بازتاب‌ها در کودکان داونتیسم طراحی شده است. این مطالعه به روش موردپژوهی (طرح A-B-A) روی سه کودک دارای تشخیص تأییدشده در مشهد انجام می‌شود. پروتکل مداخله ۱۲ هفته‌ای (۳ جلسه در هفته) برگرفته از رویکردهای MNRI و یکپارچگی حسی آیرس است و شامل تمرینات وستیبولار، حس عمقی، توجه و مهارت‌های حرکتی می‌باشد.

نوآوری پژوهش در عدم بررسی مستقیم این رویکرد بر مهار بازتاب‌های نخاعی در جمعیت داونتیسم است. یافته‌ها می‌تواند منجر به ارائه پروتکل بالینی مؤثر برای بهبود عملکرد روزمره و کیفیت زندگی این کودکان شود.


گواهی‌های اخیر، در انتظار صدور
انتشار آنلاین از 11 خرداد 1405