این پژوهش به بررسی تأثیر ویژگیهای جمعیتشناختی والدین بر قصد کارآفرینانه فرزندان میپردازد و نقش ریسکپذیری مالی فرزندان را بهعنوان متغیر میانجی/تعدیلگر تحلیل میکند. مسئله اصلی، تبیین «سازوکار پنهان» انتقال اثرات خانواده بر شکلگیری قصد کارآفرینانه است؛ بهویژه اینکه آیا این تأثیرات بهصورت مستقیم رخ میدهد یا از طریق متغیرهای روانشناختی مانند ریسکپذیری مالی اعمال میشود.
۲) چارچوب نظری و مدل مفهومی
مدل پژوهش بر ترکیب نظریه رفتار برنامهریزیشده (TPB)، یادگیری اجتماعی، سرمایه انسانی و اجتماعی، نظریه چشمانداز و انتقال بیننسلی استوار است. بر این اساس، خانواده از طریق انتقال سرمایه مالی، انسانی و اجتماعی و نیز جامعهپذیری مالی، نگرش، خودکارآمدی و محاسبات ریسک فرزندان را شکل میدهد و در نهایت بر قصد کارآفرینانه اثر میگذارد.
۳) متغیرها و فرضیهها
متغیرهای مستقل شامل سابقه کارآفرینی، ثروت، تحصیلات، شغل، تجربه مالی، وضعیت تأهل، مهاجرت و محل زندگی والدین است. متغیر وابسته، قصد کارآفرینانه (با پرسشنامه EIQ) و متغیر میانجی/تعدیلگر، ریسکپذیری مالی (DOSPERT) است. فرضیهها به بررسی اثرات مستقیم، میانجیگری و تعدیلگری میپردازند.
۴) روششناسی و کاربردها
پژوهش کاربردی و توصیفی-همبستگی بوده و با روش پیمایشی و تحلیل SEM بر نمونهای حدود ۴۰۰ نفر از دانشجویان انجام میشود. نتایج میتواند به سیاستگذاران، دانشگاهها، سرمایهگذاران و خانوادهها در تقویت اکوسیستم کارآفرینی کمک کند.
گواهیهای اخیر، در انتظار صدور انتشار آنلاین از 29 بهمن 1404