تحقیقات نشان داده است که مدل رفتاری صحبت کردن فرد افسرده با فرد سالم تفاوت دارد. در واقع، ویژگیهای زبانی میتوانند به عنوان شاخصهای وضعیت روانی فعلی، شخصیت و حتی ارزشهای شخصی عمل کنند. دلیل این موضوع را پنه بکر و همکاران به علت رمز گذاری شدن چنین متغییر های نهفته ی ذهنی در کلمات استدلال می کنند. به همین علت تحقیقات زیادی بر روی این موضوع انجام گرفته است. به عنوان مثال کیم و همکاران نشان دادند که افراد افسرده از ضمیر های شخص اول، کلمات مرتبط با درد، احساسات پرخاشگرانه، نشخوار فکری، تمرکز بر گذشته، احساسات منفی و کلمات خشم بیشتر از افراد سالم استفاده می کنند.
برای بررسی و پژوهش در این حوزه نیاز به داده های زبانی وجود دارد. با توجه به این که دسترسی به داده های نوشتاری راحت تر از داده های گفتاری است، در تحقیقات از اولی بیشتر استفاده می شود. یکی از راه های رایج برای به دست اوردن چنین داده هایی شبکه های اجتماعی می باشد.
روشهای محاسباتی روشهای مبتنی بر رایانه هستند که برای حل عددی مدلهای ریاضی که پدیدههای فیزیکی را توصیف میکنند، استفاده میشوند. بخشی از روش های محاسباتی، هوش مصنوعی می باشد. هوش مصنوعی را می توان زیرمجموعه ای از هوش محاسباتی دانست که شامل تکنیک های محاسبات سخت و روش های محاسباتی نرم است که سازگاری با موقعیت های مختلف را امکان پذیر می کند.
گواهیهای اخیر، در انتظار صدور انتشار آنلاین از 12 تیر 1403
حسینی,حانیه و رافضی,زهره . (1403). تشخیص افسردگی بر اساس داده های متنی با استفاده از روش های محاسباتی. (e17546). کمیته اخلاق در پژوهش, (), e17546 doi: IR/ethics.2024.79504.1076
MLA
حسینی,حانیه , و رافضی,زهره . "تشخیص افسردگی بر اساس داده های متنی با استفاده از روش های محاسباتی" .e17546 , کمیته اخلاق در پژوهش, , , 1403, e17546. doi: IR/ethics.2024.79504.1076
HARVARD
حسینی حانیه, رافضی زهره. (1403). 'تشخیص افسردگی بر اساس داده های متنی با استفاده از روش های محاسباتی', کمیته اخلاق در پژوهش, (), e17546. doi: IR/ethics.2024.79504.1076
CHICAGO
حانیه حسینی و زهره رافضی, "تشخیص افسردگی بر اساس داده های متنی با استفاده از روش های محاسباتی," کمیته اخلاق در پژوهش, (1403): e17546, doi: IR/ethics.2024.79504.1076
VANCOUVER
حسینی حانیه, رافضی زهره. تشخیص افسردگی بر اساس داده های متنی با استفاده از روش های محاسباتی. کمیته اخلاق در پژوهش. 1403;():e17546. doi: IR/ethics.2024.79504.1076