مقدمه :رابطهی والد- فرزندی یک رابطه حیاتی و اثرگذار برای شکلگیری عشق و امنیت به شمار میرود همچنین، نشانگر اولین دنیای ارتباطاتی کودک است که مجموعهای از احساسات، انتظارات منحصر به فرد را در پی دارد. الگـوی ارتباط والد−فرزند، یکی از ارکان حیاتی رشد کودکان محسوب میشود و بیشتر بـا تواناییهای اجتماعی و شناختی آنها ارتباط دارد (اعتصامی پور، باقری، زارع بهرام آبادی، 1399). قدردانی به عنوان یک هیجان، واکنشی شدید و نسبتاً کوتاه روانشناختی از سپاسگزاری و دریافت نفع از دیگری است. به عنوان یک خلق پایدار، تأثیری درازمدت، گسترده و ظریف در خودآگاه دارد ( وود و همکاران، 2016) .
نتایج پژوهش لو و همکاران (2017) نشان داد که نبود قدردانی باعث افزایش آسیبپذیری و کاهش احساس تعلق میشود، قدردانی میتواند به افرادی که کنترل روانی والدین را تجربه کردهاند کمک کند تا زندگی و رشد ناسازگار خانوادگی را با معناتر و مثبتتر ادراک کنند.برای انجام این پژوهش از روش کیفی با استفاده از رهیافت پدیدارشناسی استفاده خواهد شد. روش پدیدارشناسی، کشف پدیده مورد نظر پژوهشگر را از طریق مطالعه تجربیات زیسته افراد محقق میسازد (نوبائر، ویتکوپ و ورپیو ، 2019). مناسب ترین روش برای بررسی معنا و تجربه ی پدیدهها روش پدیدارشناسی است (وان مانن ، 2016). به این دلیل از روش پدیدارشناسی استفاده میکنیم که قصد مطالعه عمیق و همه جانبه تجربه یا نگرش، ادراک فرد را داریم.
گواهیهای اخیر، در انتظار صدور انتشار آنلاین از 19 خرداد 1403
منصوری,مونا و شریعتمدار,آسیه . (1403). عنوان پایان نامه :نقش قدردانی در روابط والد-فرزندی. (e17425). کمیته اخلاق در پژوهش, (), e17425 doi: IR/ethics.2024.79687.1089
MLA
منصوری,مونا , و شریعتمدار,آسیه . "عنوان پایان نامه :نقش قدردانی در روابط والد-فرزندی" .e17425 , کمیته اخلاق در پژوهش, , , 1403, e17425. doi: IR/ethics.2024.79687.1089
HARVARD
منصوری مونا, شریعتمدار آسیه. (1403). 'عنوان پایان نامه :نقش قدردانی در روابط والد-فرزندی', کمیته اخلاق در پژوهش, (), e17425. doi: IR/ethics.2024.79687.1089
CHICAGO
مونا منصوری و آسیه شریعتمدار, "عنوان پایان نامه :نقش قدردانی در روابط والد-فرزندی," کمیته اخلاق در پژوهش, (1403): e17425, doi: IR/ethics.2024.79687.1089
VANCOUVER
منصوری مونا, شریعتمدار آسیه. عنوان پایان نامه :نقش قدردانی در روابط والد-فرزندی. کمیته اخلاق در پژوهش. 1403;():e17425. doi: IR/ethics.2024.79687.1089